نوروزنامه / کلیسای سنت استپانوس

نوروزنامه / کلیسای سنت استپانوس

باد که زخمه بر تارهای یشمی درختان چندصدساله بکشد و در میان گیسوان پریشان بید مجنون بپیچد، به گوش خویش می شنوی موسیقی سحرانگیز و آرامش بخش طبیعت را و چون درناهای خسته از سفری طاقت فرسا، سر بر زانوی صبور کوه ها می گذاری تا لحظه ای در دامان پرمهر آن بیاسایی. گوش ده! می شنوی؟ انگار صدایی می آید. «بزنیدش! با سنگ های درشت تر بزنیدش! تا دیگر از دینی تازه تر دم نزند.» صدای سنگ ها را می شنوی که بر سر و صورت استپانوس برخورد می کند؟ آری این صدا زمزمه های شهید اول راه مسیحیت است که 1982 سال پیش به خاطر خداشناسی اش بدست خداناشناسان سنگسار شد. این زمزمه های تنیده در موسیقی طبیعت متعلق به اوست و اینجا کلیسای تاریخی «سنت استپانوس» دومین کلیسای مشهور و مهم ارامنه است.
گنبدهای هندسی، صلیب های روی دیواره ها، ستون های سر به آسمان ساییده و سرستون های تراش خورده برایت داستان های بسیاری برای گفتن دارد. خشت خشت این کلیسا صفحه ی صفحه ی تاریخ این مرز و بوم است که باید به آن گوش فرا بدهی. طاق ها و دیوارها با آن نقش های خوش رنگشان در دل سنگی شان از مریم مقدس و عیسای مسیح قصه های بسیاری دارند. فقط کافی است تا گوش فرا دهی تا بشنوی قصه ی عباس میرزا را که چگونه دست مرمت بر رخساره ی کلیسا کشید و از آن رومی هایی که ناقوسش را به بهانه ی مرمت برده و دیگر آن را باز پس ندادند. حالا که به «کلیسای سنت استپانوس» آمده ای، آماده باش که ماجراهای بسیار برایت به ارمغان دارد.

لینک کوتاه :

آرشیو اخبار

انتخاب رنگ:
عرض اسکین:
پترن زمینه:
ستون های مگا منو:
گزینه جستجو: خروج